صنایع دستی، بی گمان از مظلوم ترین شاخه های هنری در کشور هستند که روز به روز عرصه بر تولید کنندگانشان تنگ تر و تنگ تر می شود. هنرمندان پیشکسوت این آثار دل پردردی دارند، جوانان به کسب درآمد از طریق صنایع دستی امیدی ندارند و اندک مشتریان علاقه مند هم از گرانی آنها می نالند. بسیاری از مشاغل وابسته به صنایع دستی یا از بین رفته اند یا اگر در مناطق دورافتاده هم کسی هنوز چراغی را روشن نگه داشته باشد، خواهان چندانی ندارد و برای دلش است که کار می کند. حالا صنایع دستی ایران که زمانی بسیار فراوان و متنوع بوده است، محدود به کاربردهای تزئینی شده است.
صنایع دستی، جزئی از روحیه ایرانی است
برخی می گویند هدف از ساختن صنایع دستی، استفاده از آنها در زندگی روزمره است، در حالی که هنر معمولاً جنبه زیبایی شناختی و تزئینی دارد. به همین دلیل صنایع دستی را از هنر جدا می کنند. اما از طرفی این آثار، هنری هستند چون با دست ساخته می شوند، منحصر‌به ‌فردند و حتی هر نمونه از آثار یک هنرمند با نمونه دیگر تفاوت دارد.
دکتر مهدی خانکه، پژوهشگر هنر، در گفتگو با ضمیمه اطلاعات با بیان این که امروزه تعریف جدیدی برای صنایع دستی و هنرهای سنتی ارائه شده است، می‌افزاید: امروز صنایع دستی برای ما به موضوعی مدرن تبدیل شده است و ما آن را به عنوان یک ابژه در زندگی مان تعریف کرده ایم.
او با اشاره به حضور تاریخی صنایع دستی در زندگی ایرانیان می گوید: نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد که هنرهای سنتی بخشی از سبک زندگی (lifestyle) ایرانی و جزو ملحقات روحیات ایرانی اند.
این پژوهشگر و منتقد به توصیف وجوه درونی و بیرونی روحیه ایرانی می پردازد و می گوید: وجه درونی روحیات ایرانیان، اخلاق و باورهای ایرانیان است و وجه بیرونی آن، ملزومات زندگی از جمله صنایع دستی را در بر می گیرد.
وی با بیان اینکه انسان ایرانی اصولاً از طریق گردهمایی ها و دور هم نشینی های قوم و خویشی بازتعریف می شود، می گوید: این ارتباط اجتماعی و خانوادگی الزاماتی دارد، از جمله فرش.
دکترای فلسفه هنر ادامه می دهد: فرش دستباف فضایی بوده است برای نشستن و دور هم بودن و جشن گرفتن و بخشی جدایی ناپذیر از زندگی و هویت ایرانی است.
خانکه با بیان این که ظروف تزئینی، مینا، ظروف لعابی، سفال و دیگر هنرهای دستی هم همین طور بوده‌اند و ماهیت جداشده ای از انسان ایرانی نداشته‌اند، می‌افزاید: جریان مدرن به دنبال ابژه کردن و قابل تعریف کردن همه چیز است و هنرهای سنتی ایرانی هم باید در آن تعریف شوند. همین موضوع سبب شده است تا صنایع دستی به عنوان چیزی اضافه در فرهنگ ایرانی مطرح شوند.
سبک زندگی عوض شده است
این پژوهشگر با اشاره به تحول شیوه زیست انسان ایرانی در دوران مدرن، می گوید: وقتی حیاط بزرگ و اتاق های متعدد تبدیل شدند به آپارتمان نشینی و تلویزیون، رادیو، پیروی از مد، تجارت و کار اقتصادی به زندگی ما وارد شد، این نوع زیست جدید باعث شد که هنرهای سنتی نوعی الحاق در زندگی ایرانیان به حساب آیند. حالا در خانه هایمان مبل داریم و در کنارش فرش را هم برای زیبایی خانه داریم. در حالی که در گذشته فرش هیچ گاه کالایی اضافه نبوده است، بلکه جزو ملزومات بوده است.
او اهمیت صنایعی همچون فرش را در فرهنگ قدیم ایرانی چنین توصیف می کند: دختری که به سن بلوغ می رسید، شروع می کرد به بافتن یک فرش برای خودش. تا زمانی که ازدواج کرد همان فرش را در خانه اش استفاده کند ولی امروز چنین رسمی فراموش شده است.
خانکه می گوید: وقتی نگاهت به صنایع دستی به عنوان یک شیء تزئینی باشد، آن وقت در کنار این شیء، اشیای تزئینی دیگری نیز در نظر می آیند و انتخاب های متنوعی از جمله مشابه های افریقایی، چینی و که در بازار امروز کشور دیده می شوند خواهی داشت.
وی دلیل اصلی نبود اقبال عمومی نسبت به صنایع دستی را این موضوع می داند که صنایع دستی دیگر بخشی از زندگی ما نیست، بلکه موضوعی دکوراتیو است.
خرید تزئینی هم خوب است
این پژوهشگر هنر با اشاره به این که خودمان جایگاه صنایع دستی را پایین آورده ایم و رفتار ما موجب شده است تا جایگاه صنایع دستی نسبت به سابق افول کند، ابراز امیدواری می کند: در شرایط فعلی باز خوب است که آثار صنایع دستی تنوع داشته باشند و انتخاب شوند. شاید افول صنایع دستی در حد کالاهای تزئینی یک دوره گذار باشد و پس از طی کردن این دوره گذار، این هنرهای کهن به نسل های بعدی منتقل شوند.
وی می گوید: شرایط فعلی و جایگاه تزئینی صنایع دستی همچنان بهتر از این است که این هنرها از اساس از زندگی ما حذف شوند.
رونق گردشگری بسیار موثر است
دکتر خانکه گردشگری را در بهبود اوضاع صنایع دستی بسیار موثر می داند و با بیان اینکه چرخش پویای صنایع دستی زمانی اتفاق می افتد که توریست ها بیایند و صنایع دستی کشورها را بخرند، می افزاید: درباره صنایع دستی ترجیح بر این است که گردشگرانی وجود داشته باشند و صنایع دستی را بدون واسطه از تولیدکنندگان در دورافتاده ترین روستاها بخرند.
او تأکید می کند: صنایع دستی را نمی توانیم از ماهیت زندگی ایرانی جدا کنیم و درباره امکان ترویج بیشتر این هنرها در زندگی می گوید: تنها ترویج و تلاش برای زنده نگه داشتن فرهنگ سنتی ایرانی است که کمک می کند تا دوباره بتوانیم به خرید صنایع دستی روی بیاوریم.
ایجاد اشتغال با صنایع دستی 
افسانه مدیر امانی، استاد رشته طراحی پارچه، در گفتگو با اطلاعات درباره مشکلات هنرمندان صنایع دستی می گوید: این روزها بسیاری از کسانی که در رشته های مرتبط با صنایع دستی از دانشگاه فارغ التحصیل می شوند، نمی توانند به آن صنایع بپردازند مثلا ممکن است فارغ التحصیل پارچه بافی باشند ولی بلد نیستند  پارچه ببافند.
او با اشاره به کم شدن علاقه به این رشته ها می‌گوید: مثلا در تهران تنها ۱۰ نفر بافنده حرفه ای سنتی داریم، در حالی که اگر تعداد بافندگان پارچه بیشتر از این باشد، احتیاج به مواد اولیه هم زیاد می شود و به این طریق بسیاری از مشاغل از دست رفته زنده می شوند.
دارنده نشان درجه یک هنر می گوید: الان پارچه مورد نیاز برای تهیه مانتو از هند وارد می شود. اگر یک طراح بتواند با توجه به فرهنگ ایرانی طرحی ارائه کند که هم راحت و هم زیبا باشد، حتما مخاطبان ایرانی به سمت آن جذب می شوند ولی ما امروز با مشکل کیفیت الیاف و رنگ آنها هم روبرو هستیم. این است که مخاطب ایرانی به سراغ اجناس خارجی می رود.
مدیر امانی، که آثارش نشان ملی و همین طور نشان بین المللی یونسکو را کسب کرده اند، ادامه می دهد: الان در کشور مراکز رنگرزی حرفه ای هم کم داریم. در کشورمان اگر رنگرزی هم رونق بگیرد، دانشجویان فارغ التحصیل دیگر بیکار نمی مانند.
تبلیغ نیمی از فروش است
اولین عضو ایرانی شورای عالی صنایع دستی بین المللی، بر نقش تبلیغات در استقبال مردم از صنایع دستی تأکید می کند و با اشاره به نمایشگاه های متعددی که در سال های گذشته برگزار شده اند، می گوید نبود اطلاع رسانی مناسب موجب می شود که از این نمایشگاه ها استقبال چندانی نشود.
مدیر امانی با اشاره به اینکه تبلیغات ۵۰ درصد فروش است، می گوید: اگر معرفی و تبلیغ درست در سطح شهر و روی بیلبوردها انجام شود، مردم علاقه مند به صنایع دستی می توانند در نمایشگاه نقش پررنگی داشته باشند. و این کار به رونق کار و دلگرمی صنعتگران منتهی می شود.
این طراح پارچه با ۲۵ سال سابقه کار در حوزه صنایع دستی می گوید: تا چند دهه پیش صنایع دستی، چه در خانه ها و چه در پوشش افراد جامعه، جایگاه و ارزش ویژه ای داشتند چون برای آنها احترام قائل بودند ولی امروز کمتر اثری از آنها می بینیم.مدیر امانی با بیان اینکه افراد برای استفاده از پارچه ها و صنایع دستی احتیاج به تبلیغ و الگو دارند، می گوید: تقویت صنایع دستی ایران باعث احترام و حفظ شخصیت و هویت فرهنگی است. چرا باید یک ظرف بلور خارجی را که برق می زند بخریم ولی یک سفال ایرانی را نخریم؟
نبود حمایت کارگشا
اغلب صنعتگران صنایع دستی مشکلات بیمه ای دارند. آنها که استادند و کارگاه دارند، معمولا برای بیمه کردن خودشان و افراد کارگاهشان با مشکل روبرو هستند. هنرمندان صنایع دستی اعتراض دارند که چرا در قوانین بیمه ای تعریفی از شغل صنعتگران صنایع دستی ارائه نشده است.این هنرمندان از مشکلات وام سازمان صنایع دستی گله دارند و می گویند: در سال های قبل سازمان صنایع دستی وام کم بهره ای در اختیار صنعتگران قرار می داد. ولی این وام ۵ میلیونی برای توسعه مشاغل خانگی را از سال گذشته به بانک ها واگذار کرده‌‌اند. حالا باید صنعتگران وامی با سود ۲۰ درصد بگیرند که دیگر نه ارزش گرفتن دارد و نه پس دادنش با سود بالا برایشان امکان پذیر است.
خانم مدیر امانی مشکل اصلی صنعتگران صنایع دستی را فروش آثار آنها معرفی می کند و می گوید: اگر فروش مناسب باشد، چرخه اقتصادی به جریان می افتد و رشته های صنایع دستی تقویت می شوند.
او با بیان اینکه بسیاری از اجناسی که در مراکز فروش صنایع دستی به فروش می‌‌‌رسند، اجناس چینی هستند، ادامه می‌دهد: جلوگیری از واردات صنایع دستی از چین و تخصیص بودجه و حمایت از هنرمندان صنایع دستی باعث می شود تا صنعتگران بتوانند از جا بلند شوند.
گفتگو از: فاطمه اتراکی

منبع: روزنامه اطلاعات / بهمن 94



  • نویسنده : admin
  • منتشر شده در :
  • تاریخ ایجاد : 2017-07-29
  • بازدید: 646
  • نظر : 1

تگ ها :

نظرات

تاریخ ارسال 2017-07-29 16:42:23 ارسال توسط ftm ارسال نظر
مطلب فوق العاده به روز و مفیدی بود متشکرم با آرزوی تقویت روحیه تولید ملی

ارسال نظر